نقشه محتوا

بیشتر پروژه‌هایی که خراب می‌شوند، از بی‌استعدادی خراب نمی‌شوند. از جایی خراب می‌شوند که یک نفر فکر می‌کرد دیگری فایل را فرستاده، بازخورد مشتری در یک گروه گم شد، و ایده‌ی خوب آن هفته هیچ‌وقت به سناریو نرسید.

Content Map برای همین ساخته شد: تا مسیری که هر محتوای خوب از آن می‌گذرد، روی کاغذ بیاید. نه به‌عنوان قانون، به‌عنوان نقشه؛ که هر کس بداند کجاست، و قدم بعدی چیست.

Content Map

Content Map چطور متولد شد

سلام، من صادقم.

می‌تونم با افتخار بگم سازنده‌ی یکی از متفاوت‌ترین و کامل‌ترین ابزارها در حوزه‌ی تولید محتوا؛ Content Map.

اما قبل از اینکه درباره‌ی خود Content Map حرف بزنم، می‌خوام براتون بگم اصلاً چطور متولد شد.

سال‌هاست به‌صورت حرفه‌ای در حوزه‌ی تولید محتوا فعالیت می‌کنم؛ از ایده‌پردازی و سناریونویسی گرفته تا تولید، تدوین، انتشار و حتی مدیریت پروژه.
اما یک بخش از مسیر کاری من همیشه متفاوت بود؛ خیلی وقت‌ها همه‌ی این کارها رو تنهایی انجام می‌دادم.

شاید براتون سؤال بشه که چطور ممکنه یک نفر همزمان چند پروژه داشته باشه، برای هرکدوم ایده بده، سناریو بنویسه، تولید کنه، تدوین کنه، منتشر کنه و حتی بعضی وقت‌ها اکانت منیجر پروژه هم باشه؟

جوابش ساده‌ست:
بله، می‌شه. ولی آسون نیست.

من اون سال‌ها به درآمد نیاز داشتم و از طرفی شرایط ساختن یک تیم بزرگ رو نداشتم. بنابراین باید هم پروژه می‌گرفتم، هم پروژه‌ها رو جلو می‌بردم و هم حواسم به تمام جزئیاتشون می‌بود.

اما وسط همین فشارها، یک اتفاق مهم افتاد.

من کم‌کم برای خودم یک ساختار ساختم؛ ساختاری که همیشه داخل لپ‌تاپم همراهم بود و برای من، الفبا و پیش‌نیاز هر پروژه‌ی تولید محتوا محسوب می‌شد.

هر وقت به مشکلی می‌خوردم، برمی‌گشتم به همون ساختار.
برای ایده‌پردازی، سناریو، کمپین، برنامه‌ریزی، اجرا و حتی تصمیم‌گیری.

این ساختار کم‌کم تبدیل شد به چیزی که بدونش واقعاً نمی‌تونستم پروژه‌هام رو با اون حجم مدیریت کنم.

جالب اینجاست که در همین سال‌ها، بارها از من می‌پرسیدن:

«چطوری انقدر پروژه رو با هم مدیریت می‌کنی؟»
«چطوری تنهایی از ایده تا اجرا رو جلو می‌بری؟»

جواب من همیشه همین بود؛ من یک ساختار دارم.

ساختاری که به نظرم چیزی بود که خیلی از افراد و حتی بعضی تیم‌ها و آژانس‌های فعال در حوزه‌ی تبلیغات و تولید محتوا، یا نداشتنش یا به شکل درست ازش استفاده نمی‌کردن.

و دقیقاً همین‌جا اولین جرقه‌ی Content Map خورد.

با خودم گفتم:

اگر این ساختار تونسته به من کمک کنه که به‌تنهایی حجم زیادی از پروژه‌ها رو مدیریت کنم، چرا نتونه به بقیه کمک کنه؟

خصوصاً امروز که تقریباً هر شخص، کسب‌وکار و برندی برای دیده‌شدن، رشدکردن و موندن در بازار، به تولید محتوای حرفه‌ای نیاز داره.

پس تصمیم گرفتم چیزی رو که سال‌ها برای خودم ساخته بودم، از لپ‌تاپم بیرون بیارم و تبدیلش کنم به یک ابزار واقعی؛ چیزی که فقط برای من کاربرد نداشته باشه، بلکه بتونه به هر کسی که با تولید محتوا سروکار داره کمک کنه.

و اینجا بود که Content Map متولد شد.

البته چیزی که امروز می‌بینید، فقط همون ساختار اولیه نیست؛ سال‌ها تجربه، آزمون‌وخطا، پروژه‌های واقعی و مشکلاتی که خودم باهاشون درگیر بودم، کنار هم قرار گرفتن تا تبدیل بشن به چیزی که امروز اسمش Content Mapـه.

ابزاری که قرار نیست فقط بهت بگه «چی تولید کن».

قرارِ کمک کنه بدونی چرا، برای چه کسی، با چه استراتژی و چطور باید تولید کنی.

سه چیزی که به آن باور داریم

محتوای خوب اتفاقی نیست

هر پست موفقی که دیده‌ای، پشتش تصمیم‌هایی بوده که شاید ندیده‌ای: این‌که برای چه کسی است، چرا امروز، و چرا این شکلی. ما آن تصمیم‌ها را دیدنی می‌کنیم.

ابزار باید کنار بکشد

بهترین ابزار آن است که کار را جلو ببرد و بعد از سر راه برود. اگر برای استفاده از Content Map باید دوره ببینی، ما کارمان را درست نکرده‌ایم.

داده‌ی تو مال خود توست

همه‌چیز روی دستگاه خودت ذخیره می‌شود. حتی اگر روزی اشتراک را تمدید نکنی، یک خط از کارت پاک نمی‌شود.

آن‌چه می‌سازیم

نرم‌افزار

Content Map و برنامه‌هایی که بعد از آن می‌آیند؛ ابزارهایی که کار روزانه‌ی تولید محتوا را منظم می‌کنند.

محصولات خلاق

پلاگین، LUT و پریست؛ ساخته‌شده و امتحان‌شده در پروژه‌های واقعی، نه در آزمایشگاه.

آموزش

ویدیو و مقاله درباره‌ی تولید، تدوین، رنگ و مدیریت محتوا؛ به زبان ساده، از کسی که هر روز همین کارها را می‌کند.